خبرنگاری، گاهی یعنی ساعتها ایستادن در گرما و سرما، دویدن برای رسیدن به یک خبر، شنیدن دردهایی که شاید هیچکس حاضر به شنیدنشان نباشد و نوشتن از مردمی که گاهی تنها امیدشان این است که صدایشان جایی شنیده شود.
خبرنگاری یعنی وقتی همه از کنار یک مشکل عبور میکنند، یک نفر بایستد و بپرسد:«چرا؟»
یعنی درد مردم را دیدن، صدایشان را شنیدن و آن را به گوش مسئولانی رساندن که شاید از فاصله دور، عمق این درد را نبینند. خبرنگار واقعی، صاحب قدرت نیست؛ اما میتواند صدای بیقدرتها باشد، تریبون شخصی نیست؛ تریبون مردم است. قلمش را برای معامله نمیخواهد؛ قلم را امانت میداند.
خبرنگار واقعی نه فقط خبر را منتشر میکند، بلکه پشت هر خبر، یک انسان، یک خانواده، یک مطالبه و گاهی یک زندگی را میبیند.اما این مسیر همیشه هموار نیست…
پشت آن تیترها و گزارشهایی که مخاطب در چند دقیقه میخواند، ساعتها تلاش، پیگیری، استرس و دغدغه پنهان است. پشت یک گزارش شاید خبرنگاری باشد که خودش با مشکلات معیشتی، نبود امنیت شغلی، بیمه، هزینههای زندگی و هزاران نگرانی دیگر دستوپنجه نرم میکند؛ اما باز هم صبح روز بعد دوربین و قلمش را برمیدارد و راهی میشود.
چون خبرنگار واقعی، درد مردم را جدیتر از درد خودش میبیند.
خبرنگار از مسئولان انتظار معجزه ندارد؛ انتظار دارد دیده شود، شنیده شود و شأن حرفهای او به رسمیت شناخته شود.
انتظار دارد امنیت شغلی داشته باشد، بیمه و معیشتش دغدغه هر روزهاش نباشد و برای انجام رسالتی که در خدمت آگاهی جامعه است، تنها نماند و حمایت از خبرنگار، لطف به خبرنگار نیست؛ سرمایهگذاری برای آگاهی جامعه است.
جامعهای که خبرنگار سالم، مستقل و دغدغهمند داشته باشد، جامعهای است که صدای مشکلاتش گم نمیشود و در این میان، مردم خود بهترین قاضیاند. مردم خوب میدانند چه کسی خبرنگار است و چه کسی فقط نام خبرنگار را با خود یدک میکشد و میدانند چه کسی برای مردم مینویسد و چه کسی برای منفعت خودش.
میدانند چه کسی در روزهای سخت کنارشان بوده و چه کسی فقط وقتی خبری برای دیدهشدن وجود دارد، ظاهر میشود.
حساب خبرنگار واقعی از خبرنگارنما جداست وخبرنگار واقعی ممکن است قلمش گاهی خسته شود، اما وجدانش نباید خسته شود و ممکن است جیبش خالی باشد، اما قلمش را نمیفروشد و ممکن است از بیمهریها دلگیر شود، اما از مردم فاصله نمیگیرد بلکه او میداند که هر کلمه مسئولیت دارد و ر تیتر میتواند امیدی بسازد یا دلی را بشکند و و هر خبر میتواند صدای انسانی باشد که شاید جز همین قلم، پناه دیگری ندارد ، پس امروز، در روز خبرنگار، باید بیش از تبریک گفتن، به حرمت قلم فکر کنیم.
به حرمت خبرنگارانی که بیسروصدا مینویسند، پیگیری میکنند، مطالبه میکنند و گاهی هزینه حقیقتگویی را میپردازند و به احترام تمام خبرنگارانی که هنوز باور دارند قلم میتواند گرهی باز کند، صدایی را به گوش برساند و چراغی در تاریکی روشن کند.
روز خبرنگار مبارک بر همه آنهایی که قلمشان هنوز بوی مردم میدهد ، آنهایی که برای مردم مینویسند، با مردم زندگی میکنند و درد مردم را درد خود میدانند.
ساسان شیخی ، رئیس هیات مدیره خانه مطبوعات استان مازندران
- نویسنده : ساسان شیخی




































































































