پیام کاسپین – توسعه گردشگری در مازندران باید از «جاذبه‌محوری» عبور کند و به «زیرساخت‌محوری» برسد؛ اما زیرساختی که با اقلیم، جغرافیا، محیط‌زیست و هویت فرهنگی این سرزمین سازگار باشد.

پرینت خبر
به گزارش پیام کاسپین؛ مازندران برای گردشگری ایران یک مزیت معمولی نیست؛ یک سرمایه راهبردی است. استانی که در پهنه‌ای محدود، مجموعه‌ای کم‌نظیر از دریا، جنگل، کوهستان، جلگه، رودخانه، شالیزار، روستاهای تاریخی، میراث فرهنگی و سبک زندگی بومی را در کنار یکدیگر جای داده است.

همین تنوع طبیعی و فرهنگی، مازندران را به یکی از مهم‌ترین مقاصد گردشگری کشور تبدیل کرده است؛ اما پرسش اساسی اینجاست که آیا برخورداری از این ظرفیت‌ها به معنای برخورداری از یک صنعت گردشگری توسعه‌یافته و پایدار نیز هست؟

پاسخ، دست‌کم در شرایط کنونی، چندان ساده نیست.

واقعیت آن است که مازندران سال‌هاست از مواهب طبیعی و جغرافیایی خود برای جذب گردشگر بهره می‌گیرد، اما بخش مهمی از این گردشگری همچنان متکی بر ظرفیت‌های طبیعی و سفرهای فصلی است و فاصله قابل توجهی میان «جاذبه» و «محصول گردشگری» وجود دارد.

یک جنگل زیبا، ساحل چشم‌نواز، روستای خوش‌آب‌وهوا یا چشم‌انداز کوهستانی، به خودی خود محصول گردشگری نیست. محصول زمانی شکل می‌گیرد که در کنار جاذبه، دسترسی مناسب، اقامت استاندارد، خدمات مطلوب، امنیت، اطلاع‌رسانی، حمل‌ونقل، مدیریت پسماند، زیرساخت ارتباطی و مجموعه‌ای از خدمات حرفه‌ای قرار گیرد.

از این منظر، مسئله اصلی گردشگری مازندران را باید در یک جمله خلاصه کرد: استان از جاذبه کم ندارد؛ از زیرساخت متناسب با جاذبه‌ها کم دارد.

ضرورت عبور از توسعه کمّی

نگاه سنتی به توسعه گردشگری، عمدتاً بر افزایش تعداد مسافران، ساخت مراکز اقامتی و افزایش ظرفیت پذیرش متمرکز بوده است. اما گردشگری امروز، پیش از آنکه یک مسابقه برای جذب تعداد بیشتر گردشگر باشد، رقابتی برای ارائه تجربه بهتر، اقامت طولانی‌تر و ارزش اقتصادی بیشتر است.

اگر قرار باشد هر سال بر تعداد مسافران افزوده شود، اما زیرساخت‌های حمل‌ونقل، خدمات شهری، مدیریت پسماند، منابع آب، فاضلاب و محیط‌زیست هم‌زمان توسعه پیدا نکنند، افزایش گردشگر الزاماً به معنای افزایش رفاه و درآمد نخواهد بود.

حتی ممکن است در نقطه‌ای مشخص، گردشگری بی‌ضابطه به عاملی علیه خود تبدیل شود.

از این رو، مازندران نیازمند تغییر پارادایم در سیاست‌گذاری گردشگری است؛ تغییری از «گردشگر بیشتر» به سمت «گردشگری باکیفیت‌تر».

هدف باید افزایش ارزش اقتصادی هر سفر، افزایش مدت ماندگاری گردشگر، توزیع مناسب سفر در سطح استان و کاهش فشار بر مناطق حساس باشد.

زیرساخت گردشگری باید مازندرانی باشد

زیرساخت گردشگری را نمی‌توان جدا از ویژگی‌های سرزمین تعریف کرد. مازندران اقلیم و جغرافیای خاص خود را دارد و همین ویژگی باید در طراحی و اجرای زیرساخت‌های گردشگری لحاظ شود.

ساخت یک مجموعه گردشگری در منطقه ساحلی، جنگلی یا کوهستانی نمی‌تواند تابع یک الگوی واحد باشد. هر یک از این مناطق ظرفیت‌ها، محدودیت‌ها و الزامات خاص خود را دارند.

در نواحی ساحلی، مسئله اصلی تنها ایجاد امکانات تفریحی نیست؛ ساماندهی سواحل، حفظ دسترسی عمومی، مدیریت فاضلاب، کنترل پسماند، ایمنی گردشگران و توسعه گردشگری دریایی نیز باید هم‌زمان مورد توجه قرار گیرد.

در مناطق جنگلی، اصل اساسی باید حفاظت از زیست‌بوم باشد. توسعه گردشگری نباید بهانه‌ای برای گسترش ساخت‌وساز، تغییر کاربری و تخریب منابع طبیعی شود.

در مناطق کوهستانی نیز زیرساخت‌های دسترسی، امداد و نجات، مدیریت بحران، مسیرهای طبیعت‌گردی و اقامتگاه‌های سازگار با اقلیم اهمیت مضاعف دارند.

در واقع، زیرساخت مطلوب، زیرساختی نیست که صرفاً در منطقه ساخته شود؛ زیرساختی است که با منطقه سازگار باشد.

معماری؛ نقطه تلاقی توسعه و هویت

یکی از نگرانی‌های جدی در روند توسعه گردشگری، گسترش بناهایی است که ارتباط چندانی با معماری و هویت بومی ندارند.

اگر قرار باشد تمامی شهرها و مناطق گردشگری با ساختمان‌هایی مشابه، نماهای تکراری و الگوهای وارداتی توسعه پیدا کنند، در نهایت تفاوت میان مقصدهای گردشگری از میان خواهد رفت.

مزیت مازندران فقط در طبیعت آن نیست؛ بلکه در تصویری است که از یک سرزمین شمالی با معماری، فرهنگ و سبک زندگی خاص در ذهن گردشگر شکل می‌گیرد.

از همین رو، معماری گردشگری باید از ظرفیت معماری بومی الهام بگیرد؛ نه با رویکردی نوستالژیک و صرفاً بازسازی گذشته، بلکه با تلفیق هوشمندانه عناصر بومی با فناوری، استاندارد و نیازهای زندگی معاصر.

این رویکرد می‌تواند زمینه‌ساز شکل‌گیری یک «معماری معاصر مازندرانی» شود؛ معماری‌ای که هم پاسخگوی نیازهای امروز باشد و هم هویت سرزمین را حفظ کند.

فرهنگ بومی؛ مزیت رقابتی مغفول

یکی از خطاهای رایج در سیاست‌گذاری گردشگری، تقلیل مازندران به «جنگل و دریا» است. جنگل و دریا بدون تردید سرمایه‌های مهم گردشگری استان هستند، اما فرهنگ بومی نیز به همان اندازه ارزشمند است.

غذاهای محلی، صنایع دستی، موسیقی، آیین‌ها، گویش‌ها، کشاورزی، معماری روستایی و سبک زندگی مردم می‌توانند بخش مهمی از زنجیره ارزش گردشگری را تشکیل دهند.

گردشگر امروز صرفاً برای مشاهده یک منظره سفر نمی‌کند؛ او به دنبال تجربه است. بنابراین، هر اندازه بتوان تجربه فرهنگی و اجتماعی مقصد را در کنار طبیعت قرار داد، ارزش گردشگری نیز افزایش خواهد یافت.

در این میان، روستاهای مازندران می‌توانند نقش مهمی ایفا کنند؛ مشروط بر آنکه توسعه گردشگری روستایی به معنای تبدیل روستا به مجموعه‌ای از ساختمان‌های اقامتی بی‌هویت نباشد.

روستا باید همچنان روستا بماند و گردشگر باید بتواند زندگی واقعی مقصد را تجربه کند، نه نسخه‌ای مصنوعی و تجاری‌شده از آن را.

جامعه محلی؛ شریک توسعه، نه حاشیه‌نشین آن

توسعه گردشگری بدون مشارکت مردم محلی، در بهترین حالت توسعه‌ای ناقص خواهد بود.

مردم منطقه باید از منافع گردشگری بهره‌مند شوند. اگر گردشگر وارد یک روستا شود اما سهم مردم محلی از اقتصاد حاصل از حضور او ناچیز باشد، طبیعی است که انگیزه لازم برای همراهی با فرآیند توسعه شکل نگیرد.

اما اگر کشاورز بتواند محصول خود را عرضه کند، خانواده روستایی از اقامتگاه بوم‌گردی درآمد داشته باشد، جوان منطقه به عنوان راهنما فعالیت کند و صنایع دستی و غذاهای بومی وارد چرخه اقتصادی گردشگری شوند، گردشگری به ابزاری برای توانمندسازی جامعه محلی تبدیل خواهد شد.

این همان نقطه‌ای است که گردشگری می‌تواند از یک فعالیت خدماتی به یک سیاست توسعه منطقه‌ای تبدیل شود.

گردشگری هوشمند؛ ضرورتی فراتر از شعار

زیرساخت‌های گردشگری دیگر صرفاً فیزیکی نیستند. دنیای جدید گردشگری، به سامانه‌های اطلاعاتی، رزرو آنلاین، نقشه‌های هوشمند، راهنمای دیجیتال، اطلاع‌رسانی لحظه‌ای و داده‌های دقیق نیاز دارد.

مازندران می‌تواند با ایجاد یک سامانه جامع گردشگری، اطلاعات مربوط به جاذبه‌ها، اقامتگاه‌ها، مسیرها، رویدادهای فرهنگی، مراکز خدماتی و ظرفیت مقصدها را در اختیار گردشگران قرار دهد.

این زیرساخت علاوه بر افزایش رضایت مسافر، می‌تواند در مدیریت جریان سفر نیز مؤثر باشد.

اگر یک منطقه در روزهای خاص بیش از ظرفیت خود گردشگر جذب می‌کند، می‌توان با اطلاع‌رسانی و معرفی مقاصد جایگزین، بخشی از این فشار را به نقاط دیگر منتقل کرد.

بنابراین، فناوری می‌تواند به ابزاری برای «توزیع هوشمند گردشگر» تبدیل شود.

مسئله حمل‌ونقل؛ فراتر از ساخت جاده

ترافیک‌های سنگین و فصلی، یکی از مهم‌ترین چالش‌های گردشگری مازندران است.

اما راهکار این مسئله صرفاً توسعه جاده نیست.

اگر تمام سیاست حمل‌ونقل گردشگری بر افزایش ظرفیت خودروهای شخصی متمرکز شود، افزایش سفر در نهایت دوباره به افزایش ترافیک منجر خواهد شد.

توسعه حمل‌ونقل عمومی گردشگری، ایجاد پارکینگ‌های استاندارد، مدیریت هوشمند ترافیک، طراحی مسیرهای گردشگری و ایجاد دسترسی‌های مناسب به مقصدهای کمترشناخته‌شده، بخشی از راهکار است.

همچنین باید به این نکته توجه داشت که توزیع متوازن گردشگر در سطح استان می‌تواند فشار بر محورهای پرتردد را کاهش دهد.

مازندران نباید فقط چند مقصد مشهور داشته باشد؛ باید شبکه‌ای از مقصدهای گردشگری مکمل در سراسر استان شکل گیرد.

گردشگری چهارفصل؛ یک ضرورت اقتصادی

وابستگی شدید گردشگری استان به تعطیلات، یکی از ضعف‌های ساختاری این بخش است.

مازندران در ایام خاص سال با حجم عظیمی از گردشگر مواجه می‌شود، اما در بخش قابل توجهی از سال، بسیاری از ظرفیت‌های گردشگری آن کمتر مورد استفاده قرار می‌گیرد.

این وضعیت از منظر اقتصادی نیز مطلوب نیست.

حرکت به سمت گردشگری چهارفصل مستلزم تعریف محصولات جدید گردشگری است؛ از گردشگری کشاورزی و روستایی گرفته تا طبیعت‌گردی، گردشگری فرهنگی، کوهستان، غذا، صنایع دستی و رویدادهای بومی.

اگر برای هر فصل، محصول گردشگری متناسب تعریف شود، می‌توان از ظرفیت استان در تمام طول سال استفاده کرد.

محیط‌زیست؛ خط قرمز توسعه

در مازندران، توسعه گردشگری و حفاظت از محیط‌زیست دو موضوع جدا از یکدیگر نیستند.

طبیعت، سرمایه اصلی گردشگری استان است و هرگونه تخریب آن در نهایت به کاهش جذابیت مقصد منجر خواهد شد.

از این رو، توسعه زیرساخت‌ها باید بر اساس ظرفیت تحمل محیط انجام شود چرا که هر منطقه‌ای که زیباست، الزاماً ظرفیت پذیرش حجم بالای گردشگر ندارد.

گاهی بهترین تصمیم برای یک منطقه طبیعی، ساخت یک مجموعه بزرگ گردشگری نیست؛ بلکه ایجاد یک مسیر کنترل‌شده، مرکز اطلاع‌رسانی، زیرساخت‌های سبک و مدیریت‌شده و تعیین سقف پذیرش گردشگر است.

این نگاه شاید در کوتاه‌مدت جذابیت اقتصادی برخی پروژه‌ها را کاهش دهد، اما در بلندمدت از سرمایه اصلی استان حفاظت خواهد کرد.

ضرورت شکل‌گیری یک حکمرانی یکپارچه گردشگری

یکی از الزامات اساسی برای آینده گردشگری مازندران، شکل‌گیری یک نظام هماهنگ در تصمیم‌گیری است.

گردشگری موضوع یک دستگاه یا یک بخش خاص نیست. جاده، محیط‌زیست، منابع طبیعی، مدیریت شهری، روستاها، میراث فرهنگی، کشاورزی، حمل‌ونقل، خدمات عمومی و بخش خصوصی، همگی با گردشگری ارتباط مستقیم دارند.

بنابراین، سیاست‌گذاری جزیره‌ای نمی‌تواند پاسخگوی پیچیدگی‌های گردشگری امروز باشد.

مازندران نیازمند یک نقشه راه جامع گردشگری است؛ نقشه‌ای که در آن ظرفیت هر منطقه، محدودیت‌های محیط‌زیستی، نوع گردشگری مناسب، نیازهای زیرساختی و سهم جامعه محلی مشخص باشد.

هر پروژه گردشگری باید بخشی از این نقشه راه باشد، نه پروژه‌ای منفرد و جدا از برنامه توسعه استان.

سخن پایانی

مازندران در آستانه یک انتخاب مهم قرار دارد: یا همچنان بر ظرفیت طبیعی و موج‌های فصلی سفر تکیه کند، یا گردشگری را به عنوان یک صنعت واقعی و یکی از محورهای توسعه اقتصادی استان بازتعریف کند.

گزینه دوم، بدون سرمایه‌گذاری در زیرساخت امکان‌پذیر نیست؛ اما سرمایه‌گذاری نیز باید هوشمندانه باشد.

مازندران به زیرساخت‌های مدرن نیاز دارد، اما نه به قیمت از دست رفتن طبیعت؛ به فناوری نیاز دارد، اما نه به قیمت حذف فرهنگ بومی؛ به سرمایه‌گذاری نیاز دارد، اما نه به قیمت کنار گذاشتن جامعه محلی.

مسئله اصلی، انتخاب میان توسعه و حفاظت نیست؛ مسئله، پیدا کردن الگویی است که توسعه را بر پایه حفاظت بنا کند.

اگر چنین نگاهی در سیاست‌گذاری استان نهادینه شود، می‌توان امیدوار بود که مازندران از یک مقصد عمدتاً فصلی و متکی بر جاذبه‌های طبیعی، به یک مقصد حرفه‌ای، هوشمند، رقابت‌پذیر و چهارفصل تبدیل شود.

مازندران برای آنکه در آینده گردشگری کشور جایگاه شایسته خود را به دست آورد، بیش از هر چیز به یک تغییر نگاه نیاز دارد؛ نگاهی که جغرافیا را محدودیت نبیند، بلکه مبنای برنامه‌ریزی بداند؛ فرهنگ بومی را مانع توسعه نداند، بلکه مزیت رقابتی تلقی کند؛ و طبیعت را مصرف‌شدنی نپندارد، بلکه سرمایه‌ای برای نسل امروز و فردا بداند.

در چنین چارچوبی است که زیرساخت مدرن گردشگری معنا پیدا می‌کند؛ زیرساختی که قرار نیست چهره مازندران را تغییر دهد، بلکه باید کمک کند مازندران، با حفظ هویت خود، حرفه‌ای‌تر، پایدارتر و شایسته‌تر از گذشته پذیرای گردشگران باشد.