روایت انصاف از ماجرای فرماندار تنکابن؛ پیش از قضاوت، همه ابعاد را ببینیم
روایت انصاف از ماجرای فرماندار تنکابن؛ پیش از قضاوت، همه ابعاد را ببینیم
پیام کاسپین – در روزگاری که شبکه‌های اجتماعی، مرز میان خبر و قضاوت را از میان برده‌اند، گاه تنها چند ثانیه تصویر کافی است تا دادگاهی بزرگ‌تر از هر محکمه‌ای تشکیل شود؛ دادگاهی که نه قاضی می‌شناسد، نه وکیل، نه حق دفاع و نه فرصت شنیدن روایت دیگر. در چنین فضایی، حقیقت معمولاً آخرین مسافری است که به مقصد می‌رسد.

پرینت خبر
پیام کاسپین – در روزگاری که شبکه‌های اجتماعی، مرز میان خبر و قضاوت را از میان برده‌اند، گاه تنها چند ثانیه تصویر کافی است تا دادگاهی بزرگ‌تر از هر محکمه‌ای تشکیل شود؛ دادگاهی که نه قاضی می‌شناسد، نه وکیل، نه حق دفاع و نه فرصت شنیدن روایت دیگر. در چنین فضایی، حقیقت معمولاً آخرین مسافری است که به مقصد می‌رسد.

حاشیه‌های اخیر پیرامون فرماندار ویژه تنکابن، بار دیگر این پرسش اساسی را پیش روی جامعه قرار داده است که آیا قرار است سرنوشت مدیران، شخصیت‌ها و حتی شهروندان، بر پایه برداشت‌های لحظه‌ای و روایت‌های ناقص تعیین شود یا همچنان قانون، انصاف و عقلانیت، معیار داوری خواهد بود؟

بدون تردید، هیچ مقام و مسئولی فراتر از قانون نیست و پاسخگویی، لازمه مسئولیت‌پذیری است. اما همان‌قدر که پاسخگویی اهمیت دارد، رعایت عدالت نیز اهمیت دارد. عدالت یعنی پیش از صدور حکم، همه واقعیت‌ها شنیده شود؛ مستندات بررسی شود؛ توضیحات افراد مورد توجه قرار گیرد و نتیجه، از مسیر قانونی به دست آید، نه از امواج پرالتهاب فضای مجازی.

آنچه این روزها بیش از هر چیز نگران‌کننده است، عادی شدن فرهنگ پیش‌داوری است؛ فرهنگی که در آن، انتشار یک فیلم کوتاه یا روایتی ناقص، کافی است تا حیثیت افراد در معرض داوری عمومی قرار گیرد. اگر این شیوه به یک رویه تبدیل شود، فردا هیچ مدیری، هیچ کارمند و هیچ شهروندی از آسیب آن در امان نخواهد بود.

مدیران اجرایی، به اقتضای مسئولیت خود، ناگزیر از حضور در بخش‌های مختلف جامعه هستند. صرف حضور در یک مکان، بدون بررسی هدف، مأموریت و شرایط آن، نمی‌تواند به‌تنهایی مبنای نتیجه‌گیری درباره عملکرد یا نیت یک مسئول باشد. اگر ابهامی وجود دارد، بهترین راه، شفاف‌سازی و رسیدگی قانونی است؛ نه صدور احکام شتاب‌زده.

فرماندار تنکابن نیز باید همانند هر مسئول دیگری، بر اساس کارنامه مدیریتی، تصمیم‌ها، نتایج عملکرد و واقعیت‌های مستند ارزیابی شود، نه صرفاً بر اساس یک روایت یا تصویری که ممکن است همه ابعاد ماجرا را بازتاب ندهد. قضاوت منصفانه، همواره نیازمند تصویر کامل است.

در این میان، رسانه‌ها نیز وظیفه‌ای سنگین بر عهده دارند. رسانه حرفه‌ای، تنها بازتاب‌دهنده هیجان نیست؛ بلکه پاسدار حقیقت است. رسالت رسانه، روشنگری است، نه دامن زدن به التهاب. نقد مسئولان، ضرورتی انکارناپذیر برای سلامت جامعه است، اما نقد زمانی ارزشمند خواهد بود که بر پایه واقعیت، مستندات و انصاف استوار باشد.

امروز بیش از هر زمان دیگری، جامعه ما به آرامش در داوری نیاز دارد. نباید اجازه داد شتاب در انتشار اخبار، جای دقت در تحلیل را بگیرد و رقابت برای جلب توجه، بر مسئولیت اخلاقی و حرفه‌ای غلبه کند. اعتماد عمومی، سرمایه‌ای است که با بی‌احتیاطی در قضاوت، به‌سادگی آسیب می‌بیند و بازسازی آن، سال‌ها زمان می‌برد.

سرانجام، دفاع از حق برخورداری از دادرسی منصفانه، دفاع از یک شخص نیست؛ دفاع از یک اصل است. اصلی که تضمین می‌کند هیچ‌کس پیش از روشن شدن حقیقت محکوم نشود و هیچ آبرویی، قربانی هیاهو نگردد. اگر امروز این اصل را برای دیگران نادیده بگیریم، فردا شاید خود، محتاج همان عدالتی باشیم که از آن چشم پوشیده‌ایم.

تاریخ نشان داده است که حقیقت، هرچند آرام و بی‌صدا حرکت می‌کند، اما ماندگارتر از هیاهو است. هنر جامعه‌ای بالغ آن است که پیش از قضاوت، حقیقت را بجوید؛ پیش از محکوم کردن، انصاف را به یاد آورد و پیش از همراهی با موج‌ها، به قانون و وجدان تکیه کند.

  • نویسنده : ساسان شیخی